می نویسم ...بی بهانه می نویسم برای تخلیه ی درون آشفته ام ... 

انتطار واژه ی غریبی است که فقط عاشقان آن را درک میکنند !!!!

با گذر ثانیه ها ، از زمان انتظار کم میشود... اما چه کنم که گذر هر ثانیه برایم یک قرن است!!

-----------------------

حالا بدون تعارف بنویسم ... 

زندگیم مسیر تقریباً سختی رو درپیش داره ... اول جاده ام ...میخوام از اولین روز انتظارم تا 6ماه آینده یعنی عید نوروز بنویسم...هرروز بنویسم که این انتظار بامن چه میکنه... انتظاری شیرین اما طاقت فرسا !!!!!

شروع این وبلاگ و آغاز ماجرای من تو پست بعدی...................................


(دوس دارم استقبال دوستان رو ببینم تا برای نوشتن اشتیاق پیدا کنم !! میدونین که نوشتن ذوق میخواد...پس با نظراتون این ذوق و به من هدیه بدین...مرسی)